ما زرتشتیان را به چه نامهایی می خوانند؟
1:ما را مزدیسنی خوانند چونکه خداوند یکتائی را که پرستش میکنیم مزدا نام دارد.
2:ما را زرتشتی خوانند برای اینکه بنیان گزار دین ما اشوزرتشت بوده است.
3:ما را بهدین نامند چون یکی از نامهای دین ما در اوستا (دینیاونگهویا)دین یا بهدین است.
4:ما را پارسی گویند زیرا یکی از نبیرگان هوشنگ شام که پارس نام داشت نام خود را به استانی که امروز فارس میگویند نهاد و بیشتر پادشاهان بزرگ ما را که از این استان برخاستند همه خود را پارسی نامیده و کم کم مردم این سرزمین به نام پارسی خوانده شدند.
R.P.M
پنج روز پنجه :
پنج روز باقی مانده از سال پنجه نامیده میشود برای نامیدنشان از اسامی پنج بخش گاتها استفاده شده و از این رو آنها را ( پنج روز گاتابیو ) نیز مینامند که عبارتند از :
اهنود : بزرگی
اشتود : خوشبختی
سپنتمد : نیروی افزاینده
وهوخشتر : شهریاری نیک
وهیشتوایش : بهترین آرزو
چون هر چهار سال یکبار سال 366 روز و سال کبیسه میباشد آن روز اضافی را اورداد یعنی اضافی میخوانند لازم به تذکر است که در مورد مراسم دینی (سال یا روزه) به جای اورداد ، وهیشتوایش دوم بکار میرود و در سال بعد که اورداد وجود ندارد آن مراسم در روز وهشتواش برگزار میشود و این پنج شش روز را هنگام خواندن اوستا از ماه گاتابیو میدانند.
R.P.M
لهجه دری(گورونی) و لزوم پاسداری از آن
زرتشتيان امروز در ايران ، به زباني با هم حرف مي زنند كه خود به آن « دري » يا « گوروني » مي گويند . دري زرتشتي داراي لهجه هاي گوناگون است .
لهجه نرسی آبادی،خرمشاهي ، كوچه بيوكي ، شريف آبادي و ... كه گويشهاي اين مكان ها در بعضي كلمات و شيوه بيان اختلاف دارند و متمايزند و براي اهل زبان ، خود نشانه اي است كه مي تواند زادگاه هر كس را تعيين كند ، و مي توان از روي لهجه گوينده تشخيص داد كه هر كس از كدام ناحيه آمده است . گاهي تقليد لهجه ها وسيله اي براي شوخي و تفريح بوده ، كه امروزه براي نسل جوان شناخته شده نيست و به فراموشي سپرده شده است . گمان مي رود اين زبان كه ريشه در زبان كهن ايراني دارد پيش از رواج فارسي در منطقه يزد همگاني بوده و براي آنجا زبان بومي مردم به شمار مي رفته است . به مرور زمان ، در برابر نفوذ روز افزون فارسي ، بين عامه مردم منسوخ و فراموش شده است، اما زرتشيان نيز ، هر يك گونه اي از آن را نگاه داشته اند و آن را به عنوان زبان ويژه خود به كار برده اند.
R.P.M
احترام به چهار عنصر اصلی در دین زرتشت :
در مزدیسنا به پاک نگه داشتن عناصر چهار گانه اهمیت خاصی داده شده است.در زرتشت نامه آمده است :
بکوشید تا گوهران هر چهار بدارند پاکیزه و بی غبار
ز باد لطیف و ز آب روان ز رخشنده آتش ز خاک گران
در اثر اهمیت دادن به پاکی چهار عنصر بوده که ایرانیان سعی میکرده اند آنها را آلوده نکنند و آب و هوا و خاک و آتش یعنی محیط زیست را پاک و تمیز نگاه دارند و خانه را در جایی بلند که دارای آب و هوای پاکیزه است بسازد.
امروزه که آلودگی محیط زیست بصورت یکی از مسائل بزرگ در آمده میتوانیم پی ببریم , تا چه حد آئین مزدیسنا دور بین بود و پیروی از اصول آن تا چه حد از مسائل و مشکلات جهان را بر طرف میسازد.
R.P.M
سوی پرستش
پیروان آیین زرتشت که خود را مزد یسنی یعنی پرستندگان مزدا (خداوند) نیز می گویند، در نیایش های خود با تن و روانی پاک رو به سوی (روشنایی)، خداوند را سپاس گفته نیایش می کنند. زرتشتیان به گاه نیایش، زندگی سرشار از آرامش و آسایش و بهروزی را برای نیک اندیشان روزگار آرزو می کنند و آتش را در کنار سه عنصر دیگر یعنی آب، خاک و هوا گرامی می داشته و از آتشکده ها به نشانه مهر و پاکی در محل زندگی خود پاسداری می کنند.
آنان از روشنایی آتش، همانند نورهای دیگر، به عنوان پرستش سو (قبله) به هنگام نیایش بهره می گیرند.
ایرانیان از سال های پیش، آتش را به عنوان نماد موجودیت خود یا به عبارتی پرچمی برای هویت ملی خود در نظر داشتند و به آن افتخار می کردند زیرا آتش از بین برنده ناپاکی ها و روشن کننده تاریکی ها است. گرما و انرژی آتش، چرخهای صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد. آتش درونی انسان است که اندیشه او را به خرد بی پایان اهورایی پیوند می زند. بنابراین زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را گرامی داشته، نه اینکه آن را پرستش کنند بلکه از روشنایی آتش به عنوان قبله به هنگام نیایش بهره می گیرند.
R.P.M
گات ها
یعنی (سرودهای پاک) این نام را مردمی که پیام اشوزرتشت را دریافته و به کار بسته اند، بر پایه ایمان و درک خود بر آن گذاشته اند، پیام گات ها در بیان اشو زرتشت، مانتره است که (کلام اندیشه بر انگیز) معنی می دهد. از دیدگاه گات ها شایسته است تا زندگی مادی انسان با طبیعت، سازگار و هماهنگ باشد. در بینش مینوی و عرفانی انسان باید با یاری وهومن دریچه دل خود را به سوی راز هستی بگشاید تا روشنایی حقیقی اهورایی را مشاهده کند.
سخن گات ها تنها برای دانایان است زیرا نادان و جاهل، بر پایه احساسات تند و بی منطق خود را رفتار و حرکت می کند و گوش شنوایی برای پیام اهورایی ندارد. هنگامی که دانا اندیشه راستی را فراگرفته بر می گزیند، باید دانش و بینش خود را به دیگران، به ویژه افراد نا آگاه برساند تا پندار بافی و خرافات از جامعه انسانی رخت بر بندد.
R.P.M
دین
دین از واژه دئنه در اوستا آمده و به معنای (وجدان آگاه) یعنی (نیروی تشخیص خوب از بد) بر پایه خرد و با آزادی و اختیار است در این بینش، انسانی دیندار است که بر مبنای دانایی می اندیشد و با کمک منش نیک خود آزادانه راه اشا را برای بهزیستی و رستگاری خود و دیگران بر می گزیند و با همین نگرش و آزادی، در دو جهان مادی و معنوی مسئول می گردد و سرانجام بر اساس اصل کنش و واکنش، نتیجه گزینش خود را دریافت می کند.
R.P.M
قانون اشا
نگرش آیین زرتشت به جهان هستی، پیروی و پیوستن به قانون اشا است. از دیدگاه او خداوند جان و خرد، جهان را بر پایه هنجاری آفریده که بر تمام هستی حکمفرماست و او این هنجار و نظم حساب شده را اشا می نامد. استواری قانون اشا بر جهان هستی بازتاب اراده و خواست پروردگار است. انسان باید خود را با هنجار هستی، همگام و همراه سازد. راستی و درستی، مهر و فروتنی و فروزه های نیک انسانی را در خود پرورش دهد. تا با هنجار اشا همراه و همگام شود. قانون اشا، نیروی هماهنگ کننده جهان هستی است و هیچ پدیده ای از اتم تا کهکشان وجود ندارد که بر پایه این هنجار هماهنگ استوار و پایدار نباشد.
R.P.M
اهورمزدا در دین زرتشت
اهورمزدا به معنی هستی بخش ابر دانا یا خرد کل باشنده و یا به زبان ساده تر و به گفته روانشاد فردوسی توسی خداوند جان و خرد آن نیروی فراگیر و جهانی می باشد که همه چیز در دست اوست و از اوست. به گفته دیگر تمامی آفریده ها ، نمود های گوناگونی هستند ؛ از این نیروی کلی که دارای سه ویژگی بنیادین می باشد : هستی ــ آگاهی ــ
آ فرینندگی
نتیجه ای که از گاتها گرفته می شود و سنت زرتشتی هم ، که بر آیند فرهنگ و باورهای پدران و مادران ماست و همچنین دانش روز بر آن گواهی می دهد این است که مرگ تنها نقطه پایانی برای وجود تنی یا جسمانی بوده و روان به هستی خود در ابعادی دیگر و خارج از زمان ومکان ادامه می دهد.روانهای نادرست و بد کردار به خانه ی دروغ یا دوزخ بر می گردند تا زمانی که راست و درست شده و به زندگی جاودان دست یابند که خانه سرود است و جایگاه اندیشه ی نیک و جای رامش و آرامش روان.
روی هم رفته دین زرتشت با بکن ها و نکن ها سر و کار ندارد و تنها اصول و پایه ها هستند که قوانین جاری و همیشگی بوده و هماهنگی با آنها تضمین کننده ی خوشبختی و رستگاری انسانهاست. دستورات دینی کلی است و هدف تندرستی و سلامت تن وروان است. مسائلی مانند روزه گرفتن در دین زرتشتی نیست ؛ در عین حال سنت زرتشتی بر این است که زرتشتیان دست کم چهار روز گوشت نمی خوررند؛ بعضی هم اساسا سبزی خوارند. این خوبی دین است. مسئله آدم و حوا در دین زرتشتی نیست، بنا بر این جنگی هم بین طرفداران نظریه تکامل و طرفداران نظریه خلقت پیش نمی آید.
در کتاب مقدس زرتشتیان گاتها راجع به حقوق زن و یا سهم ارث او و فرزندان او و مانند اینها احکامی وجود ندارد که عمل بر خلاف آنها ، مغایر دین باشد. همچنین آموزش زبان فارسی به جوانان تا آنجا که امکانات اجازه دهد ، از اسرار بقا و پایداری جامعه زرتشتی خواهد بود.
به هر روی بر اساس دین و سنت ، هر فرد زرتشتی وظیفه هائی دارد ؛ از جمله ی این شایستگی ها چنین هستند :
1. راستی یا اشایی و دوری از دروغ
2. میانه روی و گرامی داشت پدر و مادر
3. پاکی و پاکیزگی و سالم نگاه داشتن محیط زیست
4. کار و آبادانی و دانش آموزی و دانش پراکنی
5. ستایش و پرداختن به زیبائی و هنر
6. کمتر خوردن گوشت جانوران ، از همین روست که زرتشتیان چهار روز وهمن ، ماه ، گوش و رام را در هر ماه از خوردن گوشت و یا کشتن جانوران به قصد خوردن آن را پرهیز می کنند.
R.P.M
نگفتن دروغ در دین زرتشت
تا حالا به این فکر کردید که چرا ایرانیان باستان اینقدر به راستگویی و دروغ نگفتن تأکید داشتند؟ مگه دروغ چیزی بیشتر از نگفتن حقیقته؟ این عقیده ی ایرانیان نشأت گرفته از دین زرتشته. در دین زرتشت بسیار تأکید شده که از دروغ بپرهیزید؛ ولی چرا از دروغ؟ غیر از اینه که دروغ نگفتن حقیقته؟
چون دروغ چیزی خیلی بیشتر از نگفتن حقیقته. در دین زرتشت انسان ذاتاً درستکار و خواهان نیکویی ست، و میشه گفت در بیشتر ادیان و مکاتب دیگه انسان موجودی شر گرا دانسته شده که برای رسیدن به سعادت باید اونو مهار کرد!........ اما جواب اینکه چرا دروغ اینقدر بزرگ و گمراه کننده فرض شده:
وقتی شما ذاتاً و فطرتاً درستکارید، با هر کار زشتی در واقع بر خلاف ذات خود عمل میکنید و این یعنی دروغ به فطرت خود، دروغ به خدای آفریننده ی فطرت شما، دروغ به دیگر انسان های هم فطرت شما و دروغ به خودتون که کاری رو انجام دادید که فطرتاً خواهان آن نیستید...... پس دروغ خیلی خیلی بیشتر از نگفتن حقیقته.
حالا بدونید که چرا داریوش بزرگ که تحت تعالیم زرتشتی رشد کرده گفته: خدایا این مملکت را از دشمن، خشکسالی و دروغ حفظ فرما.
R.P.M
از آتش که نماد دین زرتشت است درس بگيريم :
فراموش نکنيم که شعله هاي فروزان آتش در همه حال براي ما درس هايي آموزنده دارند .
نخست اين که ما نيز همچون شعله هاي فروزان آتش بايد پيوسته روي به سوي بالا داشته باشيم و بکوشيم تا به ياري اهورا مزدا در راه کمال و پيشرفت در زندگي گام هاي مثبتي برداريم .
دوم اين که در زندگي مانند آتش پويا و زاينده بوده و پيوسته در کوشش و جنبش و پويش باشيم.
سوم اين که بکوشيم تا همچون آتش به ديگران گرماي عشق و محبت و مهرباني هديه کنيم.
چهارم اين که همچون آتش ، با سياهي ها پيکار کنيم و محيط اطراف خود را روشن کنيم .براي اين کار بايد ابتدا خود آگاه باشيم و سپس ديگران را آگاه کنيم.
پنجم اين که همچون آتش همه اين کارها را در کمال آرامش انجام دهيم و محيطي همراه با آسودگي و آرامش براي خود و ديگران فراهم آوريم.
R.P.M
زرتشت؛ پایهگذار موسیقی مذهبی
|
|
زرتشت برای نخستین بار موسیقی مذهبی را در دنیا پایهگذاری کرد و شادی به عنوان یک اصل در آیین زرتشت در آمد. |
|
|
زرتشت برای نخستین بار موسیقی مذهبی را در دنیا پایهگذاری کرد و شادی به عنوان یک اصل در آیین زرتشت در آمد. بنابراین در اوستا بارها توصیه شده است که گاتها را با آواز بخوانند، از این رو زمزمه یا خواندن آهسته در نظر زرتشتیان اهمیت ویژه ای دارد و نیز گفته شده است: "هر گاه کسی گاتها را با آواز نخواند و یا مانع شود کسی به آواز بخواند، مرتکب گناه بزرگی شده است." این بود که زرتشتیان یا آریاییها، دعاهای خود را که موزون و آهنگین بود، می سرودند و معتقد بودند اگر چنین باشد، تأثیر آنها به مراتب بیشتر می شود. |
R.P.M
زرتشت كيست ؟
زرتشت پيامبر بزرگ آريايي و ايراني ميباشد . او هزاران سال پيش مردمان را به يكتاپرستي دعوت كرد و در اين راه جان خود را اهدا نمود . پيروان او را امروزه زرتشتي مينامند و زرتشتيان به اسم بهدين نيز خوانده ميشوند . زرتشت را زرتشتيان به اسم « اشوزرتشت » مينامند كه از دو واژه اشو به معناي پاك و زرتشت تشكيل شده است . زرتشت از پدري بنام « پوروشسب » و مادري بنام « دغدو » به دنيا آمد . پوروشسپ از دودمان اسپنتمان و مردي معروف به دانش و اشويي بود . و ما اينك او را به نام « زرتشت اسپنتمان » ميناميم . « دغدو » دختر « فري هيم روا » از خاندان اشراف و مذهبي بود . حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو ، پنج پسر بود ، و زرتشت سومين آنهاست .
زرتشت آموزشهاي نخستين را از پدر و ديگر دانشمندان نامدار شهر خود آموخت . نوشته شده است كه او ذهني تيز و روحيهاي كنجكاو داشت و در پانزده سالگي همهي دانش زمان خود را آموخته بود .
پس از پانزده سال بررسي و تفكر درباره آفرينش ، و موشكافي در آنچه كه از استادان خود آموخته بود ، بينش زرتشت به آنجا رسيد كه بداند خدايان پنداري نادرست ، و تنها يك آفريننده وجود دارد كه همه هستي ها از اوست . سرانجام او در سن سي سالگي به پيامبري برگزيده شد . اشوزرتشت حتي پيش از برگزيده شدن به پيامبري هم ديدگاههاي خود را درباره روش زيست و هستي خداوند براي ديگران شرح ميداد . ولي ، پس از انتخاب به پيامبري و دريافت پيام اهورامزدا ، با كوشش ويژهاي دست به كار تبليغ شد و اين كار ، با دشمني شاهزادگان و روحانيون زمان او ، كه منافع خود را در خطر ميديدند ، روبرو گرديد . روحانيون ( مغان ) از دريافت فديه و قرباني براي خدايان و از باور مردمان به خرافات بهره ميبردند ؛ و شاهزادگان ميخواستند مردمان را در تاريكي ناداني نگه دارند . و خود بيدردسر فرمانروايي كنند . مخالفان _ شاهزادگان و روحانيون چند خداپرست - جان زرتشت را مورد تهديد قرار دادند . ناگزير در سن 42 سالگي تصميم به مهاجرت گرفت . و با شاگردان وفادارش به « باكتريا » در شرق ايران رفت و در آن سرزمين توانست پيروان زيادي پيدا كند ، از جمله كيگشتاسب پادشاه بلخ ، و همسرش « هوتَوسا »، دين زرتشت را پذيرفتند و حامي او شدند .
اشوزرتشت 47 سال با جان و روان خود ، در راه آموزش و گسترش دين كوشيد و سرانجام هنگامي كه سرگرم ستايش اهورامزدا در « آتشكده » بود به دست بدخواهي به نام « توربراتور » كشته شد .
بنا به نوشتههاي ديني ، اشوزرتشت با « هووي » پيوند زناشويي بست . « هووي » يكي از پيروان او بود . از اين پيوند سه پسر به نام « ايست واستر » ، « اوروتندر » ، « هورچيثره » و سه دختر به نام « فريني » ، « ثريتي » و پئوروچيستا هستي يافتند . واژه زرتشت از دو پاره درست شده است . «زرتا» به معني زرين است و « اوشترا » كه از ريشه « اوش» به معني روشن است و رويهمرفته به معني « روشنايي زرين » است .
شاگردان زرتشت : « ميديوماه » پسر عموي پيامبر ، « پوروچيستا » دختر زرتشت ، «فرهشوشتره » از خاندان ايراني هوگاما ، «جاماسب » از خاندان ايراني هوگاما ، « فريانا » از خاندان توراني ، « كيگشتاسب » و بانويش « هوتوسا » از خاندان ايراني بودند .
بنا به گفته اوستا محل تولد زرتشت ساحل رودخانه « دارجا » در « ايريان
وئيجه » بوده است كه محل جغرافيايي آن اينك مشخص نميباشد ولي
مناطقي شامل آسياي مركزي ، شمال غربي پاكستان ، افغانستان ، ايران و
عراق شامل اين محدوده ميشود .
R.P.M
منشور آزادی نوع بشر ---- کوروش
اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.
من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت
به ملتهای ایران و
بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.
R.P.M
باورمندی در آیین بهی بر 10 چیز استوار است :
1– ایمان به هستی و یکتایی اهورامزدا
2 - ایمان به پیامبری اشو زرتشت
3- پیروی از اشا ، یعنی راستی و پاکی ، تنها راه رستگاری آدمیان است
4- پیروی از خرد و بینش کارآمد درتمام زندگی
5- خویشتن داری و پیکار با بدی
6- فروتنی و مهر ورزی به همه آفرینشها
7- رسیدن به آن چه که بدست آوردنی است و روان پاک در اثر تلاش و کوشش در این جهان
8- ایمان به جاودانی روان و بقاء هستی پس از مرگ
9- ایمان به پاداش کارهای نیک و پادافراه کردار زشت، بهشت و دوزخ
10-ایمان به رستاخیز (فرشوکرت)
R.P.M
نمادهای دین زرتشت
نیاکن مااز چند هزارسال پیشدریافته بودند که هر انسان زنده از تن"جان"روان"وجدان و فروهر سرشته شده است که پویندگی و بالندگی انسان ازکوشش و جوشش آنهاست فروهر از دو واژه ی(( فره)) به معنای جلو و پیش "و (( وهر)) به معنای برنده درست شده است و شاید بتوان گوفت از نظر زندگی" فروهر بزرگترین و با ارزشترین جزء وجود انسان است چون پرتوی ازهستی بی پا یا ن اهورامزدا است که انسان را به سوی رسا یی رهنما می شود و وظیفه ی پیش بری و فرابری"برای انسان و بهترین پایه ی هستی را دارا است پس از مرگ با همان پاکی و درستی به اصل خود یعنی اهورامزدا می پیوندد
1- سر: سر فروهر به صورت مرد سالخورده ای است تا به دیدن آن به یاد آوریم که فروهر مانندبزرگان و افراد مسن ما را راهنمایی می کند.
2- دستها:دستهای فروهربه طرف بالا است به خاطر آنکه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم در دست فروهرحلقه ای وجود دارد که آن را به نشانه ی احترام به عهد و پیمان می دانند.
3- بالها: چون با دیدن بالهای باز ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده و از دیدن بالهای فروهر که باز است فورن به یاد می آورد که فروهر او را به سوی پیشرفت و سر بلندی راهنمایی می کند همچنین هربال خود دارای سه بخش است که نشانه ی اندیشه ی نیک " گفتار نیک " کردار نیک " بوده و با دیدن این سه بخش آگاه می شویم که هر گونه پیشرفتی باید از راه درست یعنی به وسیله ی اندیشه " گفتار" کردارنیک انجام شود .
4- دایره میانشکم : دایره خطی است متحی که از هر نقطه ی آن شروع می کونیم باز به همان نقطه خواهیم رسید به این معنا که هر عمل و کرداری که در " منظورازاین دایره در میان فروهر" نشان دادن روزگار بی پایان است.
5- دامن : از مشاهده ی این دامن فروهر از سه قسمت به وجود آمده که نشانه ی اندیشه " گفتار" کردار بداست از این بخش در می یابیم که همواره باید اندیشه " گفتار و کردار بد را به زیر افکنیم مانند تصویر فروهر که آن را به زیر و آخر از همه نشان داده شده است .
6- دو رشته آویخته:به معنی این است که همیشه(( بدی)) و(( خوبی))این دو رشته نشانه ی سپنتامینو که وظیفه ی هر زرتشتی این است که خوبی را در اندیشه ی خود قرار داده ممکن است در اندیشه ی انسان ظاهر شوند((نیک بیندیشید )) و بدی را از آن دور کنید.

نگاره ی فروهراز دیدگاه دین و مذهب زرتشت
ایرانیان برای این نیروی مینوی که بین ما باعث پیشرفت بسوی رسائی " فرا مایگی و والائی است " هیچ پیکره ای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه بلندی بود و جنبه ی ملی و میهن داشت با اندک فرو شکوه و سر در سروپای شاهین به سیمای کنونی در آورند تا دگرگونی بن مایه مینوی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی و سر هم فرازی ایرانیان باشد .
R.P.M
پنج روز پنجه
لهجه دری(گورونی) و لزوم پاسداری از آن
احترام به چهار عنصر اصلی در دین زرتشت
سوی پرستش
گات ها
دین
قانون اشا
اهورا مزدا در دین زرتشت
نگفتن دروغ در دین زرتشت

